\n
تئاتر رضا عبدو یعنی یورش خشونت علیه خشونت.
مجله سیماچهSimache Journal

تئاتر رضا عبدو؛ یورش خشونت علیه خشونتتئاتر رضا عبدو؛ یورش خشونت علیه خشونت

۱۳ مرداد ۱۴۰۵مرداد 13, 1405 نویسنده:By javad kavandi 5 دقیقه مطالعه5 min read

تئاتر رضا عبدو یعنی یورش خشونت علیه خشونت. رضا عبدو نمایش اجرا نمی‌کرد؛ او به صحنه حمله می‌کرد. اگر بیشتر کارگردانان تئاتر تلاش می‌کنند تماشاگر را روی صندلی نگه دارند، عبدو می‌خواست او را از جای خود بکند، گیج کند، خشمگین کند و حتی وادارش کند سالن را ترک کند. تئاتر برای او جایی برای سرگرمی نبود؛ محل انفجار بود. هر اجرا، حمله‌ای بود به اخلاق بورژوایی، رسانه، سیاست، مذهب، سرمایه‌داری و حتی خودِ زبان. منتقدان آثار او را حمله‌ای به تمام حواس توصیف کرده‌اند؛ اجراهایی با انرژی افسارگسیخته، تصاویر کابوس‌گونه و روایتی که عمدا از هر نظم کلاسیکی فرار می‌کرد.

تئاتر رضا عبدو: قصه تعریف نمی‌کرد؛ ویرانی می‌ساخت

در آثار عبدو، خبری از آغاز، میانه و پایان نیست. شخصیت‌ها فرصت کامل شدن پیدا نمی‌کنند، دیالوگ‌ها نیمه‌کاره رها می‌شوند و روایت مدام از هم می‌پاشد. صحنه‌های او شبیه کانال‌های تلویزیونی بودند که هم‌زمان روشن شده‌اند؛ خشونت، تبلیغات، پورنوگرافی، اخبار جنگ، رقص، موسیقی، شعر، اسطوره و تصاویر مستند، همه با سرعتی سرسام‌آور روی سر مخاطب آوار می‌شدند. او معتقد بود جهان معاصر خود این‌گونه است؛ آشفته، تکه‌تکه و غیرقابل هضم. بنابراین تئاتر هم نباید وانمود کند که جهان منظم است.

مهم‌ترین آثار رضا عبدو

A Medea: Requiem for a Boy (1986)

عبدو از همان آغاز نشان داد که علاقه‌ای به بازسازی کلاسیک تراژدی‌های یونان ندارد. مده آ در دستان او به کابوسی معاصر تبدیل شد؛ جایی که خشونت، خانواده و قدرت در هم می‌آمیزند.

بیشتر بخوانید: رضا عبدو؛ نابغه تئاتر تجربی ایران

تئاتر رضا عبدو یعنی یورش خشونت علیه خشونت.

Peep Show (1988)

اگر قرار باشد تنها یک اثر برای شناخت جهان عبدو انتخاب شود، «Peep Show» یکی از بهترین گزینه‌هاست. اینجا انسان‌ها مدام در حال تماشا کردن و تماشا شدن هستند. رسانه، بدن، سکس، خشونت و مصرف‌گرایی چنان در هم تنیده می‌شوند که مرز میان نمایش و واقعیت از بین می‌رود. مخاطب دیگر نمی‌داند تماشاگر است یا بخشی از اجرا.

Father Was a Peculiar Man (1990)

تئاتر رضا عبدو یعنی یورش خشونت علیه خشونت. یکی از بزرگترین پروژه‌های عبدو. نمایش در خیابان‌ها و فضاهای صنعتی اجرا شد و صدها بازیگر در آن حضور داشتند. او از رمان برادران کارامازوف داستایفسکی الهام گرفت اما نتیجه، هیچ شباهتی به اقتباس‌های معمول نداشت. صحنه‌ها مانند کارخانه‌ای بودند که در آن، مذهب، سرمایه‌داری و خشونت صنعتی به هم کوبیده می‌شدند.

The Blind Owl (1991)

برای مخاطب ایرانی، شاید مهم‌ترین اثر عبدو باشد. او بوف کور صادق هدایت را اقتباس نکرد؛ آن را از نو متولد کرد. رمان هدایت در دست عبدو تبدیل به تجربه‌ای تصویری شد که در آن، کابوس، مهاجرت، تبعید و فروپاشی هویت ایرانی در آمریکا در هم می‌آمیزند. این نمایش بیشتر یک رویای تب‌دار است تا اقتباس ادبی.

Bogeyman (1991)

یکی از تیره‌ترین آثار اوست. در این اجرا، ترس دیگر یک احساس نیست؛ یک سیستم سیاسی است. قدرت از طریق ترس کار می‌کند و انسان‌ها به ماشین‌هایی تبدیل می‌شوند که فقط خشونت را بازتولید می‌کنند.

تئاتر رضا عبدو یعنی یورش خشونت علیه خشونت.

The Law of Remains (1992)

بسیاری این نمایش را شاهکار عبدو می‌دانند. قتل، نژادپرستی، رسانه، پرونده‌های جنایی آمریکا، بحران ایدز و جنگ خلیج فارس، همگی در یک اجرای نفس‌گیر به هم متصل می‌شوند. تماشاگر هیچ فرصتی برای استراحت ندارد. نور، صدا، تصویر، فریاد و حرکت با سرعتی شبیه رگبار روی او فرود می‌آیند. نیویورک تایمز بعدها آثار عبدو را از خشمگین‌ترین اجراهایی دانست که بر صحنه‌های نیویورک دیده شده‌اند.

Tight Right White (1993)

عنوان نمایش، خود یک بیانیه سیاسی است. عبدو در این اثر به سراغ نژادپرستی، فاشیسم، خشونت پلیسی و ملی‌گرایی افراطی رفت. اما برخلاف بسیاری از نمایش‌های سیاسی، او شعار نمی‌دهد. تماشاگر را در دل خشونت رها می‌کند تا خودش راه خروج را پیدا کند.

Quotations from a Ruined City (1994)

آخرین شاهکار عبدو Quotations from a Ruined City است. شهری که او تصویر می‌کند، فقط یک مکان نیست؛ استعاره‌ای از تمدنی است که از درون فروپاشیده. جنگ، رسانه، تنهایی، ایدز، فروپاشی اخلاق و سرمایه‌داری، همگی در شهری زندگی می‌کنند که دیگر امکان نجات ندارد. لس‌ آنجلس تایمز این اثر را یورش خشونت به خشونت توصیف کرد.

چرا آثار عبدو هنوز معاصرند؟

دشمن عبدو فقط یک دولت یا یک ایدئولوژی نبود؛ او علیه خودِ سیستم تصویر می‌جنگید. تلویزیون، تبلیغات، مصرف، خشونت، شهرت، سیاست، جنگ و رسانه در آثارش به یک هیولای واحد تبدیل می‌شوند. سال‌ها پیش از آنکه شبکه‌های اجتماعی جهان را به سیلی از تصاویر تبدیل کنند، عبدو این وضعیت را روی صحنه بازسازی کرده بود. بسیاری از پژوهشگران، آثار او را پیش‌بینی‌کننده تجربه رسانه‌ای امروز می‌دانند.

رضا عبدو؛ هنرمندی که هنوز رام نشده است

تئاتر رضا عبدو یعنی یورش خشونت علیه خشونت. بسیاری از نمایش‌های دهه ۱۹۹۰ امروز صرفاً اسناد تاریخی هستند، اما آثار رضا عبدو هنوز زنده‌اند، چون قرار نبود «زیبا» باشند؛ قرار بود آرامش را از بین ببرند. او تئاتر را از سالن‌های امن بیرون کشید و به میدان نبرد تبدیل کرد؛ جایی که مخاطب نه برای دیدن یک داستان، بلکه برای روبه‌رو شدن با آشفتگی جهان معاصر وارد آن می‌شد. شاید به همین دلیل است که سه دهه پس از مرگش، نام رضا عبدو همچنان در کنار رادیکال‌ترین و تأثیرگذارترین کارگردانان تئاتر تجربی جهان برده می‌شود.

تئاتر رضا عبدو یعنی یورش خشونت علیه خشونت. رضا عبدو نمایش اجرا نمی‌کرد؛ او به صحنه حمله می‌کرد. اگر بیشتر کارگردانان تئاتر تلاش می‌کنند تماشاگر را روی صندلی نگه دارند، عبدو می‌خواست او را از جای خود بکند، گیج کند، خشمگین کند و حتی وادارش کند سالن را ترک کند. تئاتر برای او جایی برای سرگرمی نبود؛ محل انفجار بود. هر اجرا، حمله‌ای بود به اخلاق بورژوایی، رسانه، سیاست، مذهب، سرمایه‌داری و حتی خودِ زبان. منتقدان آثار او را حمله‌ای به تمام حواس توصیف کرده‌اند؛ اجراهایی با انرژی افسارگسیخته، تصاویر کابوس‌گونه و روایتی که عمدا از هر نظم کلاسیکی فرار می‌کرد.

تئاتر رضا عبدو: قصه تعریف نمی‌کرد؛ ویرانی می‌ساخت

در آثار عبدو، خبری از آغاز، میانه و پایان نیست. شخصیت‌ها فرصت کامل شدن پیدا نمی‌کنند، دیالوگ‌ها نیمه‌کاره رها می‌شوند و روایت مدام از هم می‌پاشد. صحنه‌های او شبیه کانال‌های تلویزیونی بودند که هم‌زمان روشن شده‌اند؛ خشونت، تبلیغات، پورنوگرافی، اخبار جنگ، رقص، موسیقی، شعر، اسطوره و تصاویر مستند، همه با سرعتی سرسام‌آور روی سر مخاطب آوار می‌شدند. او معتقد بود جهان معاصر خود این‌گونه است؛ آشفته، تکه‌تکه و غیرقابل هضم. بنابراین تئاتر هم نباید وانمود کند که جهان منظم است.

مهم‌ترین آثار رضا عبدو

A Medea: Requiem for a Boy (1986)

عبدو از همان آغاز نشان داد که علاقه‌ای به بازسازی کلاسیک تراژدی‌های یونان ندارد. مده آ در دستان او به کابوسی معاصر تبدیل شد؛ جایی که خشونت، خانواده و قدرت در هم می‌آمیزند.

بیشتر بخوانید: رضا عبدو؛ نابغه تئاتر تجربی ایران

تئاتر رضا عبدو یعنی یورش خشونت علیه خشونت.

Peep Show (1988)

اگر قرار باشد تنها یک اثر برای شناخت جهان عبدو انتخاب شود، «Peep Show» یکی از بهترین گزینه‌هاست. اینجا انسان‌ها مدام در حال تماشا کردن و تماشا شدن هستند. رسانه، بدن، سکس، خشونت و مصرف‌گرایی چنان در هم تنیده می‌شوند که مرز میان نمایش و واقعیت از بین می‌رود. مخاطب دیگر نمی‌داند تماشاگر است یا بخشی از اجرا.

Father Was a Peculiar Man (1990)

تئاتر رضا عبدو یعنی یورش خشونت علیه خشونت. یکی از بزرگترین پروژه‌های عبدو. نمایش در خیابان‌ها و فضاهای صنعتی اجرا شد و صدها بازیگر در آن حضور داشتند. او از رمان برادران کارامازوف داستایفسکی الهام گرفت اما نتیجه، هیچ شباهتی به اقتباس‌های معمول نداشت. صحنه‌ها مانند کارخانه‌ای بودند که در آن، مذهب، سرمایه‌داری و خشونت صنعتی به هم کوبیده می‌شدند.

The Blind Owl (1991)

برای مخاطب ایرانی، شاید مهم‌ترین اثر عبدو باشد. او بوف کور صادق هدایت را اقتباس نکرد؛ آن را از نو متولد کرد. رمان هدایت در دست عبدو تبدیل به تجربه‌ای تصویری شد که در آن، کابوس، مهاجرت، تبعید و فروپاشی هویت ایرانی در آمریکا در هم می‌آمیزند. این نمایش بیشتر یک رویای تب‌دار است تا اقتباس ادبی.

Bogeyman (1991)

یکی از تیره‌ترین آثار اوست. در این اجرا، ترس دیگر یک احساس نیست؛ یک سیستم سیاسی است. قدرت از طریق ترس کار می‌کند و انسان‌ها به ماشین‌هایی تبدیل می‌شوند که فقط خشونت را بازتولید می‌کنند.

تئاتر رضا عبدو یعنی یورش خشونت علیه خشونت.

The Law of Remains (1992)

بسیاری این نمایش را شاهکار عبدو می‌دانند. قتل، نژادپرستی، رسانه، پرونده‌های جنایی آمریکا، بحران ایدز و جنگ خلیج فارس، همگی در یک اجرای نفس‌گیر به هم متصل می‌شوند. تماشاگر هیچ فرصتی برای استراحت ندارد. نور، صدا، تصویر، فریاد و حرکت با سرعتی شبیه رگبار روی او فرود می‌آیند. نیویورک تایمز بعدها آثار عبدو را از خشمگین‌ترین اجراهایی دانست که بر صحنه‌های نیویورک دیده شده‌اند.

Tight Right White (1993)

عنوان نمایش، خود یک بیانیه سیاسی است. عبدو در این اثر به سراغ نژادپرستی، فاشیسم، خشونت پلیسی و ملی‌گرایی افراطی رفت. اما برخلاف بسیاری از نمایش‌های سیاسی، او شعار نمی‌دهد. تماشاگر را در دل خشونت رها می‌کند تا خودش راه خروج را پیدا کند.

Quotations from a Ruined City (1994)

آخرین شاهکار عبدو Quotations from a Ruined City است. شهری که او تصویر می‌کند، فقط یک مکان نیست؛ استعاره‌ای از تمدنی است که از درون فروپاشیده. جنگ، رسانه، تنهایی، ایدز، فروپاشی اخلاق و سرمایه‌داری، همگی در شهری زندگی می‌کنند که دیگر امکان نجات ندارد. لس‌ آنجلس تایمز این اثر را یورش خشونت به خشونت توصیف کرد.

چرا آثار عبدو هنوز معاصرند؟

دشمن عبدو فقط یک دولت یا یک ایدئولوژی نبود؛ او علیه خودِ سیستم تصویر می‌جنگید. تلویزیون، تبلیغات، مصرف، خشونت، شهرت، سیاست، جنگ و رسانه در آثارش به یک هیولای واحد تبدیل می‌شوند. سال‌ها پیش از آنکه شبکه‌های اجتماعی جهان را به سیلی از تصاویر تبدیل کنند، عبدو این وضعیت را روی صحنه بازسازی کرده بود. بسیاری از پژوهشگران، آثار او را پیش‌بینی‌کننده تجربه رسانه‌ای امروز می‌دانند.

رضا عبدو؛ هنرمندی که هنوز رام نشده است

تئاتر رضا عبدو یعنی یورش خشونت علیه خشونت. بسیاری از نمایش‌های دهه ۱۹۹۰ امروز صرفاً اسناد تاریخی هستند، اما آثار رضا عبدو هنوز زنده‌اند، چون قرار نبود «زیبا» باشند؛ قرار بود آرامش را از بین ببرند. او تئاتر را از سالن‌های امن بیرون کشید و به میدان نبرد تبدیل کرد؛ جایی که مخاطب نه برای دیدن یک داستان، بلکه برای روبه‌رو شدن با آشفتگی جهان معاصر وارد آن می‌شد. شاید به همین دلیل است که سه دهه پس از مرگش، نام رضا عبدو همچنان در کنار رادیکال‌ترین و تأثیرگذارترین کارگردانان تئاتر تجربی جهان برده می‌شود.

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *